تبلیغات
شعر و شاید هم دلنوشته... - مطالب آذر 1393
و حالا سپید مثل دیوار تنهایم...
دل تنگی دارم بانو

شاید اگر اجازه ی آغوش بدهی

هیچوقت رهایت نکنم

و آنقدر این آغوش بچسبد

                  تا یکی شدنمان

حسرت زمین و آسمان باشد...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 آذر 1393 توسط رضا کاویانی
در اشک های پنجره
غرق می شوم
جای پنج انگشت
لب ها
و تصویر تو
که شیشه از یاد می برد
و موی توست
که بر شانه ام قرار دارد

مادرم دستم را گرفت
مادرم ماه را نشانم داد
مادرم مرا دوست دارد
اما من هرشب
اشک های پنجره را می بینم
و جای انگشتانی
که دیگر گرم نیست...



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 آذر 1393 توسط رضا کاویانی