تبلیغات
شعر و شاید هم دلنوشته... - خوابِ شیرین
و حالا سپید مثل دیوار تنهایم...
متولد دیروزه و تقدیمی به داداش گلم X'man
چراغ ها خاموش
خجالت ها می ریزد شاید
و حقیقت شایعات را می بینیم
از درد می گویی
از قصه های کلیشه ای
دیگر
به جدایی ها
عادت نداری, شاید
خستگی را
بهانه ی آغوشم می کنی
و تمام عمرت
حتی چند ثانیه ی قبل
به الانت , حسادت می کنند
عجیب تر که
زمین می چرخد
می رقصد
و چشم که بر هم زدیم
طلوع, غروب بود
و ما ثانیه های بی برگشت بودیم
چراغ را امشب هم
خاموش می کنم
دنیا فقط در خواب شیرین است...



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 تیر 1394 توسط رضا کاویانی